تبليغاتX
تب باران

تب باران

خوشبختی به کسانی روی می اورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند

  • هر رفتنی رسیدنی نیست ولی برای رسیدن باید رفت
  • قشنگترین لحظات را کسی به تو هدیه میدهد که بتواند غمگین ترین لحظات را از تو بگیرد
  • در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
  • حکایت جالبی است : فراموش شدگان فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند
  • قطره آب اگر زنده نیست زندگی می دهد و سر سبزی یادگار اوست
  • آوای باد انگار آوای خشک ساریست بگذار تا بگویم تقدیر لاابالیست وقتی که مرگ انسان مانند سنگ باشد دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالیست باید که عشق ورزید باید که مهربان بود زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست
  • فاصله گرفتن از آدمیانی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به زودی نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست(گوته)
  • شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید ای جور نوشت هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است
  • زندگی دفتری از خاطرهاست یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر هم سفر سختی هاست چشم تا باز کنی عمرمان می گذرد ما همه هم سفریم
  • لحظات شادی خدارا ستایش کن / لحظات سختی به خدا را جستجو کن/ لحظات آرامش خدارا مناجات کن / لحظات درد آور به خدا اعتماد کن و در همه حال خدا را شکر کن
  • خداوند بی نهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید / به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشاست (موریس مترلینک)

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت19:38توسط فاطمه | |

شامگاهی در کنار رود نیل کفتار و تمساحی با هم ملاقات کردند. هر دو ایستادند و با خوشرویی با یکدیگر هو سحبت شدند. کفتار گفت:((امروزت را چگونه گذراندی سرورم؟)) تمساح پاسخ داد:((در بد ترین حال گذشت هرازگاهی در رنج و محنت خود می گریستم و موجودات پیرامونم همواره می گفتند:ایها چیزی جز اشک تمساح نیست و این موضوع مرا بی نهایت آزار می داد)). در این هنگام کفتار گفت:((اکنون که از درد و رنج خود می گوئی لحظه ای هم درباره من اندیشه کن. من به دقت در زیبائی جهان و شگفتیها و معجزات آن می نگرم و از مسرتی که جانم را لبریز می کند به شادی می خندم مانند خنده روز فقط دغل کاران می کویند:((این ها جز خنده کفتار نیست))

 

سلام دوستان این نوشته از کتاب سرگذشت خدایان زمین نوشته جبران خلیل جبران به ترجمه ی محمد هادی رجایی. از دیگر نوشته های این نویسنده :تندبادها و طلایه ها - اشک و لبخند

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت14:26توسط فاطمه | |

شبی در خواب دیدم مرا می خوانند راهی شدم. به دری رسیدم به آرامی در خانه کوبیدم. ندا آمد: درون آی. گفتم:به چه روی. گفتا: برای آنچه نمی دانی. هراسان پرسیدم: برای چو منی هم زمانی هست؟! پاسخ رسید:تا ابدیت. تردیدی نبود خانه خانه ی خداوندی بود آری اوست که ابدی و جاوید است. پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تورا به تعجب او می دارد. پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را آرزوی بزرگ شدن به سر می برید و دوران پس از آن را حسرت بازگشت به کودکی می گذرانید. این که شما سلامتی خود را فدای مال اندوزی می کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می نمایید. این که شما به قدری نگران آینده اید که حال را فراموش می کنید. در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را. اینکه شما طوری زندگی می کنید که گویی هرگز نخواهید مرد . چنان گور های شما را گرد و غبار فراموشی در بر می گیرد که گویی هرگز زنده نبوده اید. سکوت کردم اندیشیدم. در خانه چنین گشوده! چه می طلبیدم؟ بلی آموختین. پرسیدم: چه بیاموزیم؟ پاسخ آمد: بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است. بیاموزید که هرگز نمی توانید کسی را مجبور به دوست داشتن خود بکنید زیرا عشق و علاقه ی دیگران نیست به شما آئینه ای از کردار و اخلاق خود شماست. بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید از آنجا که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می گیرید. بیاموزید که داشتن چیز های قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی دهد بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست. بیاموزیدکه دیگران را برابر خطا و بی مهری که نسبت به شما روا می دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیشتر در خود تقویت نمائید. بیاموزید که دو نفر می توانند به یک چیز یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو از آن هیچگاه یکسان نخواهد بود. بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسندهنکنید آنگاه که مورد آموزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید. بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آن است که خواسته های کمتری دارد. ای بنده ی من به خاطر داشته باش که مردم گفته های تو را فراموش می کنند. مردم کرده های تو را نیز از یاد خواهند برد. ولی

هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت9:46توسط فاطمه | |

سلاممممممممم خوبید؟ اینم چند تا عکس از سیاوش و محسن تو رو خدا نظر یادتون نره

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت16:51توسط فاطمه | |

  • هر وقت خوب می شوید از قلبتان تشکر کنید که دستتان را به دامن آسمان رسانده است .
  • با ادب کسی است که حضور خدا را در هستی رعایت کند
  • کسی ارزش رنج های بزرگ را می فهمد که حقارت شادی های سطحی را ادراک کرده باشد
  • اگر روی پای خود بایستیم آسمان بر شانه هایمان تکیه خواهد کرد
  • هولین گناه و گناه اول خود خواهی است
  • اگر با دیدن دود آه آدم ها برایشان فکری نکنیم بعد ها بر خاکستر وجودشان سوگوار خواهیم نشست
  • چشم ها دروغ نمی گویند اما ((دیده ها))را غلط تفسیر می کنیم
  • مرگ هیجان انگیزترین صحنه زندگی ماست که هیچ گاه آن را برای دیگران تعریف نمی کنیم

+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت14:25توسط فاطمه | |

خدایا:

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اماآنچنان که تو دوست داری چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را من خود خواهم آموخت.

                                                                                                       دکتر علی شریعتی

سلام دوستان عزیز امیدوارم زندگی به کامتون باشه . چندتا عکس از مراسم تجلیل از بازیگران ترانه مادری براتون می زارم که امیدوارم خوشتون بیادراستی نظر یادتون نره

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت14:31توسط فاطمه | |

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت17:0توسط فاطمه | |

  • از زندگی لذت ببر چون آخرجاده زندگی یک تابلوست که روی آن نوشته : دور زدن ممنوع
  • زندگی سه تا پیچ داره : ۱- تولد ۲- عشق ۳- مرگ سر پیچ دوم منتظرتهستم که پیچ سوم رو با هم بریم و بدونی هیچ وقت تنها نیستی
  • مردن برای دوست همچون آغاز زندگیست ما زنده ایم از اینکه بمیریم برای دوست
  • اگر دنیا بهت نمی خنده تو به دیا بخند شاید خنده تو دنیای کسی باشه

+نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت13:36توسط فاطمه | |

خنده هایت همیشه آرام بخش دلهای شکسته ما بود . چقدر زود رفتی چقدر زود . یاد و خاطره تو از یاد ما نمی رود هرگز.

+نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت20:29توسط فاطمه | |

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت10:40توسط فاطمه | |