|
شامگاهی در کنار رود نیل کفتار و تمساحی با هم ملاقات کردند. هر دو ایستادند و با خوشرویی با یکدیگر هو سحبت شدند. کفتار گفت:((امروزت را چگونه گذراندی سرورم؟)) تمساح پاسخ داد:((در بد ترین حال گذشت هرازگاهی در رنج و محنت خود می گریستم و موجودات پیرامونم همواره می گفتند:ایها چیزی جز اشک تمساح نیست و این موضوع مرا بی نهایت آزار می داد)). در این هنگام کفتار گفت:((اکنون که از درد و رنج خود می گوئی لحظه ای هم درباره من اندیشه کن. من به دقت در زیبائی جهان و شگفتیها و معجزات آن می نگرم و از مسرتی که جانم را لبریز می کند به شادی می خندم مانند خنده روز فقط دغل کاران می کویند:((این ها جز خنده کفتار نیست)) سلام دوستان این نوشته از کتاب سرگذشت خدایان زمین نوشته جبران خلیل جبران به ترجمه ی محمد هادی رجایی. از دیگر نوشته های این نویسنده :تندبادها و طلایه ها - اشک و لبخند
شبی در خواب دیدم مرا می خوانند راهی شدم. به دری رسیدم به آرامی در خانه کوبیدم. ندا آمد: درون آی. گفتم:به چه روی. گفتا: برای آنچه نمی دانی. هراسان پرسیدم: برای چو منی هم زمانی هست؟! پاسخ رسید:تا ابدیت. تردیدی نبود خانه خانه ی خداوندی بود آری اوست که ابدی و جاوید است. پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تورا به تعجب او می دارد. پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را آرزوی بزرگ شدن به سر می برید و دوران پس از آن را حسرت بازگشت به کودکی می گذرانید. این که شما سلامتی خود را فدای مال اندوزی می کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می نمایید. این که شما به قدری نگران آینده اید که حال را فراموش می کنید. در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را. اینکه شما طوری زندگی می کنید که گویی هرگز نخواهید مرد . چنان گور های شما را گرد و غبار فراموشی در بر می گیرد که گویی هرگز زنده نبوده اید. سکوت کردم اندیشیدم. در خانه چنین گشوده! چه می طلبیدم؟ بلی آموختین. پرسیدم: چه بیاموزیم؟ پاسخ آمد: بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است. بیاموزید که هرگز نمی توانید کسی را مجبور به دوست داشتن خود بکنید زیرا عشق و علاقه ی دیگران نیست به شما آئینه ای از کردار و اخلاق خود شماست. بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید از آنجا که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می گیرید. بیاموزید که داشتن چیز های قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی دهد بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست. بیاموزیدکه دیگران را برابر خطا و بی مهری که نسبت به شما روا می دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیشتر در خود تقویت نمائید. بیاموزید که دو نفر می توانند به یک چیز یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو از آن هیچگاه یکسان نخواهد بود. بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسندهنکنید آنگاه که مورد آموزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید. بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آن است که خواسته های کمتری دارد. ای بنده ی من به خاطر داشته باش که مردم گفته های تو را فراموش می کنند. مردم کرده های تو را نیز از یاد خواهند برد. ولی هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد
سلاممممممممم خوبید؟ اینم چند تا عکس از سیاوش و محسن تو رو خدا نظر یادتون نره
خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اماآنچنان که تو دوست داری چگونه زیستن را تو به من بیاموز چگونه مردن را من خود خواهم آموخت. دکتر علی شریعتی سلام دوستان عزیز امیدوارم زندگی به کامتون باشه . چندتا عکس از مراسم تجلیل از بازیگران ترانه مادری براتون می زارم که امیدوارم خوشتون بیاد
|
About![]()
الماس حاصل فشار سخت است اگر در خودت لیاقت الماس شدن می بینی از فشار ها نترس . سلام من فاطمه هستم امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد Archivesآذر 1387مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Links
نیمه شب |